المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧٩ - حكم كلا و كلتا
ترجمه و شرح
حكم كلا و كلتا
مصنّف گويد:
كلا و كلتا به كلمهاى كه معناى تثنيه را بدون تفرّق ميفهماند و معرّف ميباشد اضافه ميشوند شارح گويد:
مقصود اينست كه: دو كلمه « كلا و كلتا» به كلمهاى اضافه ميشوند كه داراى سه شرط باشد:
الف: آنكه مفهم معناى تثنيه باشد اعمّ از آنكه لفظا و معنا چنين بوده مانند:
جائنى كلا الرّجلين (آمدند نزد من هردو مرد) و جائتنى كلتا المرأتين (آمدند نزد من هردو زن) در اين دو مثال لفظ « الرجلين » و « المرأتين » هم لفظا تثنيه بوده و هم معنا و كلا و كلتا به اين دو اضافه شدهاند.
و يا معنا فقط تثنيه بوده نه لفظا مانند:
جائنى كلاهما و جائتنى كلتاهما.
در اين دو مثال « كلا » و « كلتا » به « هما » اضافه شدهاند و اين لفظ تثنيه نيست فقط در معنا تثنيه مىباشد.
و از همين قبيل است آنچه در كلام عبد اللّه بن الزبعرى آمده:
|
انّ للخير و للشرّ مدى |
و كلا ذلك وجه و قبل |
يعنى: همانا براى خوبى و بدى نهايتى است و هركدام از ايندو وجهى هستند كه مردم بسوى آن روى آورده همان طورى كه به طرف قبله روى مىآورند.
در اين بيت « كلا » به « ذلك » اضافه شده كه باعتبار مشار اليهش يعنى « خير و شرّ» معنا تثنيه است ولى در لفظ مفرد مىباشد.
ب: آنكه معرّف باشد اعمّ از آنكه معرّف به الف و لام بوده يا غير آن همچون ضمير يا اسم اشاره باشد چنانچه امثله آن گذشت.
ج: افاده معناى تثنيه بدون تفريق بوده و از حرف عطف كمك گرفته نشده باشد.
با توجّه باين شرائط بايد بگوئيم:
دو لفظ مذكور يعنى « كلا و كلتا» ابدا به مفرد و يا نكره اضافه نميشوند ولى كوفيّون معتقدند كه اين دو به نكره قابل اضافه هستند.
و همچنين به كلمهاى كه بواسطه حرف عطف مفيد معناى تثنيه است اضافه نميشوند و اينكه در قول شاعر « كلّا » به تثنيه با عطف اضافه شده شاذّ و برخلاف قياس